تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
نور هدایت - صبر بانویى در مرگ دلخراش دو فرزند و شوهرش

فال

کلیپ موبایل

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

نور هدایت
ای خدای کبوترها..!تو بیکرانی وفرصت پروازکوتاه بالهایمان راازمامگیر..

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392
بیهقى از «ذو النون مصرى» روایت كرده است كه مى گوید: من مشغول طواف خانه خدا بودم، ناگهان دو كنیز را دیدم كه یكى از آنها اشعار ذیل را انشا كرد و گفت:
صبرت و كان الصبر خیر مطیة *** و هل جزع منى یجدى فاجزع
صبرت على ما لو تحمل بعضه *** جبال برضوى اصبحت تتصدع
ملكت دموع العین ثم رددتها *** الى ناظرى فالعین فی القلب تدمع
«صبر كردم در حالى كه صبر بهترین مركوب است. و اگر جزع و بى تابى فایده اى مى داشت بى تابى مى كردم بر مصیبتى» «صبر كردم كه اگر مقدارى از آن مصیبت بر كوه رضوى وارد مى شد كوه با آن عظمت متلاشى مى شد و طاقت تحمل آن را نداشت.» «اشكهاى چشمم را كنترل كردم و آنها را به داخل دیدگانم برگرداندم و چشم دل گریان شد

ذو النون مصرى مى گوید. من به او گفتم: از چه چیز نالان هستى اى كنیز! گفت: مصیبتى بر من وارد شد كه هرگز بر هیچ كس وارد نشد. گفتم: آن مصیبت چیست؟ كنیز گفت: من دو جوان داشتم كه جلوى من مشغول بازى بودند و پدرشان نیز گوسفندى را ذبح كرد سپس یكى از دو فرزندانم به دیگرى گفت: اى برادر! به تو نشان دهم چگونه پدر ما سر این گوسفند را برید؟ آن گاه حركت كرد و موهاى سر برادرش را گرفت و سر او را از بدن جدا و فرار كرد. پدرش قاتل را تعقیب كرد كه او را بگیرد وقتى او را پیدا كرد كه درنده اى او را دریده و خورده بود. پدر وقتى صحنه را دید به طرف منزل بازگشت، ولى او نیز در بین راه از تشنگى و گرسنگى مرد.


ارسال توسط مهدی علیزاده
آرشیو مطالب
نظر سنجی
برای ظهور آقا امام زمان (عج) چند تا صلوات میفرستید؟






پیوند های روزانه
انواع فال
فال حافظتعبیر خوابسرگرمی فان پورتالگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
NasimBox.Ir